زندگی از دست رفته: جوان ونزوئلا رویای زندگی بهتر در پرو

توسط کریستین مشخصات armario

بوگوتا, کلمبیا (AP) — Yurancy Castillo نمی خواهید به ترک خانواده اش.

اما به عنوان نرخ تورم در ونزوئلا افزایش یافت, ارائه, حقوق و دستمزد را به عنوان یک مددکار اجتماعی تقریبا بی ارزش زن جوان شناخته شده برای او لبخند بشاش و کهربایی رنگ فر تصمیم گرفت آینده اش استراحت دور در پرو.

یکی از سه برادر به فروش موتور سیکلت خود را برای کمک به خرید گران قیمت بلیط اتوبوس برای سفر طولانی در سراسر چهار قریب به اتفاق ملت است.

“نگران نباش” او به او گفت گریان مادر قبل از ترک. “من قصد دارم یا آینده ای بهتر است.”

کسانی که رویاهای خفه خواهد شد و زمان دوباره.

در پرو, او در بر داشت شغل به فروش ماشین آلات دوخت و از waitressing اما آنها پرداخت می شود ، پرو تردید از ونزوئلا واردان اغلب ساخته شده او را احساس ناخوشایند. اما بزرگترین دزد رویاها ثابت کوچک, خاموش, دشمن.

در مه, او را با یک تب و یک هفته بعد به بیمارستان رفت. او بستری شد و اکسیژن داده شده اما بهبود نمی بخشد. پس از سه هفته در بخش مراقبت ويژه در جنوب پرو وی در 30.

___

یادداشت سردبیر: این بخشی از یک سری در حال انجام از داستان به یاد کسانی که فوت کرده اند از coronavirus در سراسر جهان است.

___

“کودکان قرار است به دفن پدر و مادر خود را” Mery Arroyo, 54, مادرش می گوید. “من هرگز فکر نمی کردم من دختر را قبل از من در یک کشور دیگر.”

Castillo رشد در شهرستان بوکا ده یوچیر یک آلاینده کلانشهر واقع در امتداد سواحل پیچ در پیچ توربیو رودخانه. پدر او یک حمل و نقل هماهنگ کننده در شیر و ماست در کارخانه ساخته شده و یک زندگی متوسطی اما پنج Castillo کودکان به راحتی زندگی می کردند. کسانی که آن روزها که ونزوئلا شد و هنوز هم یکی از آمریکای لاتین ثروتمندترین سازمان ملل و همیشه وجود دارد مقدار زیادی از مواد غذایی در میز شام.

Castillo وسط کودک و یکی از دو دختر بود از در مدرسه که در آن او انتخاب شد و چند بار به عنوان “class ملکه.” در مدرسه رقص او می خواهم با جدیت به سریع پا زدنی رقص محبوب در این منطقه است. او خوشگذران رفتار جذب یک دسته از دوستان که محبت او به نام “لا Pelua” یک ونزوئلا نام مورد استفاده برای اشاره به زنان با فراوان سر از مو فرفری.

به عنوان یک فرد بالغ جوان او در زمان کار با دفتر شهردار بررسی آسیب پذیر سالمندان ساکنان ورود در کمک های اجتماعی مرکز نیاز به مراقبت های پزشکی. فقط به عنوان او شروع زندگی در 20s, ونزوئلا اقتصاد شروع به implode. فساد و سوء مدیریت و بحران سیاسی فرستاده تولید نفت رو به کاهش.

در کستیللو را, خانه و خانواده, قدرت بود و اغلب در خارج و داخل یخچال به طور فزاینده ای نادر است. پدرش بازنشستگی بود به سختی به اندازه کافی برای خرید یک کیسه آرد.

بنابراین زمانی که دوست پسر او را در زمان خاموش برای پرو, او تصمیم گرفت برای پیوستن به او – شروع یک زندگی جدید در خارج از کشور فقط به میلیون ها نفر از دیگر ونزوئلا فرار از کشور خود را از بحران انتخاب کرده اند به انجام این کار در چند سال گذشته است.

“در این کشور شما می توانید دیگر زندگی می کنند” مادر او می گوید. “ما فقط زنده ماندن.”

زن و شوهر حل و فصل در آرکیپا های استعماری-عصر شهر احاطه شده توسط چهار آتشفشان. پول او ساخته شده کار های عجیب و غریب شغل ناچیز بود اما هنوز هم به اندازه کافی برای پدر و مادر خود را به خانه برای خرید و ماکارونی و برنج و گاهی مرغ. اما زندگی در یک کشور خارجی بود و تنهایی. او پرسید: خواهر و برادر آمده بود با او.

“حداقل در اینجا اگر شما کار می کنند شما می توانید پول” او به آنها گفت.

یک سال بعد او دو خواهر و برادر بزرگتر سوار اتوبوس به پرو.

سه خواهر و برادر همراه با 6 ساله برادرزاده اجاره یک آپارتمان دو خوابه با هم در شلوغ, خاکستری, پایتخت, Lima. Castillo کار کرده و شش روز در هفته به فروش ماشین آلات دوخت. زندگی سخت بود اما حداقل آنها با هم گفتند. هر 15 روز خواهر و برادر جایگزین ارسال پول به پدر و مادر خود را.

در روزهای یکشنبه Castillo روز کردن خواهر او را pabellon یک ونزوئلا گوشت خورش با برنج و لوبیا. سپس آنها می خواهم کشف Lima, بازدید از باغ وحش پارک ها و ساحل در کنار دریای منجمد آبی تیره آب به مراتب متفاوت تر از گرم آبی رنگ اقیانوس آنها رشد کرده بود در بازدید از ونزوئلا است.

در اوایل سال جاری Castillo تصمیم گرفت به دیدار دوست پسر او را در آرکیپا. در حالی که رئیس جمهور مارتین Vizcarra دستور داد که ملت روی زمین افتاده. تمام مسافرت داخلی متوقف شد. در تماس های تلفنی او خواست خواهر و برادر خود را به ماندن در داخل و وعده داده شده به انجام همان. صحبت کردن به او ابراز نا امیدی در مورد اینکه در پرو. او می خواست برای رفتن به ونزوئلا شروع یک کسب و کار, خرید پدر و مادر جدید مبلمان و آنها را به ساحل.

“به محض این که این قرنطینه است من ترک” مادر او به یاد می آورد.

در اواسط ماه مه به نام او به خواهر نگران: او می خواهم بیا پایین با یک بی امان تب و گوشخراش و سرفه. شاید آن بود chikungunya پشه-انتقال ویروس است که برخی از علائم مشابه او استدلال.

بستگان او می ترسید در غیر این صورت. آنها خواست او را به دکتر مراجعه کنید.

آخرین عکس Castillo را دریافت کرد او دختر خود را نشان می دهد نشستن در یک صندلی در Honorio Delgado بیمارستان با پوشیدن یک ماسک اکسیژن.

“او به سختی می تواند صحبت می کنند” آرویو می گوید.

با وجود داشتن هیچ از قبل موجود شرایط او رو به وخامت گذاشته و به طور پیوسته. پزشکان او را به نام پسر هر روز درخواست برای داروهای گران. دوستان و خانواده در سراسر این قاره سوار یک کمپین در رسانه های اجتماعی برای جمع آوری پول. به طور معجزه آسایی آنها همیشه قادر به جلو و با هم فقط به اندازه کافی برای خرید آنچه که او مورد نیاز است.

“او جوان قوی شجاع” امیلیو Cañizalez یک دوست می گوید. “من فکر می کردم آنها می تواند او را نجات دهد.”

مرگ او در ژوئن 17th زده است غم و اندوه و خشم. مادرش عصبانی است با دولتی که او می گوید مسئول دخترش تصمیم به مهاجرت می کنند. دوستان او عصبانی هستند با مخالفت رهبران آنها تماس گرفته و در مورد Castillo بیماری بود اما هیچ چیزی به کمک. آنها همه عصبانی چگونه Castillo داستان به پایان می رسد.

“این زخم من” Cañizalez می گوید. “در حال حاضر من باور نمی کنم کسی.”

در حال حاضر او خاکستر بقیه در جعبه های کوچک چوبی در آرکیپا.

یک روز زمانی که همه گیر است و بیش از خواهر او را حمل پشت خود را به ونزوئلا است.

tinyurlis.gdu.nuclck.ruulvis.netshrtco.de

Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>