بشریت به فروش می رسد در پایین سنگ قیمت

وجود دارد یک مرد ثروتمند بود که یک خبره از هنر خوب است. قدردانی و جمع آوری از هنر بود و مادام العمر خود را با شور و شوق. زیبایی تاریخ و لذت بردن از هنر بود لبه تیز شمشیر خود را. مردی بود بسیار متهور و سخت کار می کرد برای کسب درآمد بیشتر به طوری که او می تواند خرید و لذت بردن از بیشتر قطعات. او در طول زندگی حرفه ای او ادامه داد: خرید آثار هنری. او تا به حال فقط در مورد همه او می خواست.

همسر او فوت جوان و آنها تا به حال یک پسر تنها. پسر بود قدردانی و عشق به هنر درست مثل پدرش. جمع آوری آثار هنری تبدیل شد و منافع مشترک خود را. یک سال کشور خود کشیده می شد که به جنگ. پسر به ارتش پیوست و به مبارزه برای سرزمین مادری.

به زودی پس از آن, پدر نامه را دریافت کرد. آن اظهار داشت: “ما متاسفم به اطلاع شما که پسر خود را از دست داده و زندگی خود را در جنگ…” پدر به پایان رسید خواندن این نامه و متوجه فداکاری بزرگ پسر او ساخته شده بود. زمانی که فاجعه رخ داده است پسر خود را در یک منطقه امن, اما به عنوان همکار خود را سربازان مجروح شدند و هنوز هم خارج از میدان جنگ و سنگر او تصمیم گرفت به شجاع گلوله و حمل آنها را به ایمنی ، فقط زمانی که او حامل آخرین سرباز به ایمنی او با یک گلوله…

The son had an appreciation and love of art just like the father. (Image: wikimedia / CC0 1.0)

پسر بود قدردانی و عشق به هنر درست مثل پدرش. (تصویر: ویکیپدیا / CC0 1.0)













یک ماه بعد پدر شنیده حلقه مفت. پدر در را باز کرد و دیدم یک مرد جوان ایستاده وجود دارد با یک بسته. او گفت: به پدر: “شما نمی دانند ممکن است به من. من سرباز مجروح که پسر خود را قربانی زندگی خود را نجات دهد.” چشمانش گریان به عنوان او خود را معرفی کرد. او دست پدر بسته است. “من فقیر و هیچ چیز ارزش دادن. من به یاد داشته باشید فرزند خود را به من گفتن که شما عاشق هنر. من ممکن است یک هنرمند اما برای نشان دادن قدردانی من برای صرفه جویی در زندگی من کشیده اند یک تصویر از پسر خود. من امیدوارم که شما آن را نگه دارید.”

پدر دریافت بسته است. او بدون پوشش هدیه ای به نقد و بررسی نقاشی. او تبدیل شده و از پله ها بالا رفت به استودیو که در آن خود را بی بها مجموعه قرار دارد. او در زمان پایین محور شومینه و آویزان پسرش پرتره وجود دارد. او در اشک به او گفت: به مرد جوان: “فرزند من این است که با ارزش ترین هنر قطعه در مجموعه من. برای من, آن را به ارزش بیش از هر نقاشی که من!”

یک سال بعد, غمگین پدر گذشت. وکیل سازمان حراج بر هنر خود مجموعه به عنوان دستور در گذشته خواهد شد. بسیاری از جمع هنر و علاقه مندان علاقه مند شد در نظر گرفتن بخشی در امید گرفتن نگه دارید از برخی از نقاشی های معروف.

حراج قرن

به عنوان حراج شروع حراج رسما اعلام کرد: “اولین قطعه برای شروع حراج امروز است این پرتره پشت سر من.”این نقاشی از پسر کشیده شده توسط سرباز را نجات داد. شرکت کنندگان در حراج پاسخ داد: “این است که تنها پسرش را در پرتره. چرا ما نمی جست و خیز بیش از این یکی و به واقعی نقاشی های معروف?”

His lawyer organized an auction on his art collection as instructed in his last will. (Image : Public Domain CC 0 1.0

وکیل سازمان حراج بر هنر خود مجموعه به عنوان دستور در گذشته خواهد شد. (تصویر: دامنه های عمومی CC 0 1.0













حراج کاهش یافته است: “هیچ ببخشید. ما باید به حراج این یکی قبل از ما می تواند حرکت کند. شروع قیمت آن 100 دلار است. هر مناقصه?” هیچ پاسخ وجود دارد. “هر گونه پیشنهاد برای $50?” دوباره هیچ پاسخ وجود دارد. “هر گونه پیشنهاد برای $40?” سکوت غالب شد.

حراج شد dispirited و خواسته در یک تکان دادن صدا: “آیا هیچ کس علاقه مند در ساخت یک پیشنهاد در این نقاشی؟” با شنیدن این سوال یک پیرمرد ایستاد و گفت: “آقا می شود آن را به فروش می رسد برای $10? ده دلار تمام من است. من همسایه جمع. من می دانم که این پسر. من می دانستم که او از زمانی که او جوان بود. به صداقت, من او را دوست دارم. من می خواهم به خرید این نقاشی برای او. را 10 دلار انجام دهید؟” “مطمئن شوید. ده دلار یک بار! ده دلار دو بار! ده دلار سه بار! مورد به فروش می رسد!”

سالن منفجر شد و در وجد. مردم هیجان زده شدند و نمی تواند صبر کنید برای به نوبه خود از نقاشی های مشهور به روی صحنه می آیند. “با تشکر از همه شما برای آمدن به اینجا را امروز. حراج ما در حال حاضر به یک نزدیک” به طور غیر منتظره حراج اعلام کرد. شرکت کنندگان ناراحت شد: “نظر شما چیست ؟ نه یک قطعه واحد از آنهایی که خوب است برای حراج. چطور حراج شده است؟”

حراج توضیح داد: “با عرض پوزش از همه. این واقعا آخرشه. با توجه به دستورالعمل در خواهد از جمع هر کس اقدام به خرید پسرش پرتره صاحب مجموعه کامل. ده دلار است و قیمت رزرو!”

ترجمه شده توسط سیسیلیا و ویرایش شده توسط Michael Segarty

دنبال کنید با ما در توییتر و یا اشتراک به ما ایمیل لیست

تاریخچه کوتاه از ژاپن مورد علاقه 7-عطر و طعم ادویه Shichimi

tinyurlis.gdu.nuclck.ruulvis.netshrtco.de

Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>